وزوز ِ 1
ای که زخمت بر دلم تیمار بود
بعد تو دنیا برایم تار بود
وعده ها ازعشق دادی هر زمان
وعده هایت وزوزِ منقار بود
دل کبوترگشت وبال ازغصه سوخت
آسمانش سقفِ آتش بار بود
دل که از چشمان دلدارش فتاد
تکیه گاهش سینه ی دیوار بود
تا به بزم عاشقان مهمان شدم
هر که دیدم زخمی از دلدار بود
گرچه حق باما،ولی اینک چه سود
سهم منصور از انالحق دار بود
هرکسی گلخنده ای برچهره داشت
در نهانش حسرتی بسیار بود
ای فلک لب تشنه ام بر جام تو
بر لب ساقی فقط انکار بود
دل بریدی از دل نسرین مگر
در میان گیسوانش خار بود؟
#نسرین_حسینی
برچسب:
نویسنده: حسین امینی