عطر گمشده - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
صدایِ قدم‌هایِ تورویِ برف‌هایِ تازه خطی است که به هیچ‌کجا نمی‌رسد،اما تمامِ زمستانِ مرابه بهار می‌دوزد.در پیراهنِ سفیدِ پنجرهمنتظرمکه باد،عطرِ گمشده‌ات رااز کوچه‌هایِ دوردستبرایم سوغات بیاورد.ما هر دودر حافظه‌یِ اشیاء جا مانده‌ایم؛تو در ساعتِ دیواریکه زمان را ایستاده نگاه می‌کند،و من در فنجانِ چاییک...
جرعه تباهی - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
ای سروِ ای سربلندِ افق ای قامتِ رها ز تبارِ خمیدگانامسال نیز بهاربا دست‌های سبزِ جنونبر شانه‌های خاکافسون نشانده است. هر شکوفه راپیغامِ رستگاری مپندار .این چشمه، مرگ رابه هیئتِ آبدر جامِ تشنگان می‌ریزد.منوش.که جرعه جرعهریشه‌ رادر سکوتمی‌بُرد.بانو ؛تو را چه حاجتِ این جشن‌های رنگ؟وقتی هنوزخاک،از خونِ ...
نام کوچک آزادی - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
در کوچه‌ها هوا بوی سکه‌ی کهنه می‌دهد، و کودکی در خوابِ نان گریه می‌کند. پیرِ میدان هنوز سروِ شکسته‌اش را راست می‌پندارد، و سایه‌هایش را بر دیوارِ جهل می‌کِشد. من از تبارِ دشنامم، از خونِ پرچم‌های بی‌صاحب. پدرم گفت: جهان، نوکِ چاقویی‌ست که لبخند را می‌بُرد. اما مادرم… مادرم هنوز، با تکه‌ای نانِ بی‌صد...
برو - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
برو...دوباره ساده دلم را نمی کنم تقدیم نه دل که با سر و عقلم گرفته ام تصمیمتویی که نیمهٔ جان نه، تمام من بودیچه روزهای خوشی شد برای دل ترسیمچه کرده ای که دل از تو چنین شکسته که حالبه جای عشق تو در آن نشسته نفرت و بیمنبود غیر جهنم، جهانم از تو چه دید؟به غیرازین اگرم شد خودت بکن تفهیمگذشت آن دم مستی ک...
بی مرز - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
بی مرزبا هرغزل، آتش زدی روح و روانم دیگر چرا داری گِله، دردت به جانمدربرکه ی چشمم نگاهت میزندموجمهتاب عریان کرده اسرار نهانمکافیست در آیینه ی چشمم بخوانیعمری قرنطینـه شده بی تو جهانممی خواهمت اما توان گقتنم نیستلکنت زده خط وآژه ها را بر زبانمشبها درآغوش خیالت شانه دردستخودرا به مرز گیسوانت می کشانما...
گمان خودم - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
گمان خودمبیا که گم شده قلبم میان جان خودم من آشنای غریبم پی نشان خودمتمام بغض گلو را شکسته آه و کنونمن و دوچشمه ی اشک و من و فغان خودمهوای تازه نخواهم مرا چه شوق بهار هزار خاطره دارم من از خزان خودمنه گوش نغمه ی بلبل نه چشم خنده ی گلکه این سرای غم افزا شد آشیان خودم کجای قصه ی عشقم نهان شدی که مدامب...
گلوله ای در تقویم - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
تو را دوست داشتم؛پیش از آن‌که جهانبه لهجه‌ی باروت سخن بگوید.آن روزهانانبوی نان می‌داد،باراناز آسمان می‌آمد،و پنجره‌هاتنها برای عبورِ نورباز می‌شدند.بعد...کسیگلوله‌ای در تقویم کاشت؛ماه‌هایکی‌یکیبا صدای انفجار شکفتند.از آن پسهر بار نامت را بر زبان آوردم،پرنده‌ایاز گلویمبا بال‌های خون‌آلودپر کشید.تو آن...
فصل طوفانزا - تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 17:00
فصل طوفانزابه چشمان تو بخشیدم تمام شعر نابم رابه لب هایت سپردم هر سوال بی جوابم راکمی شعروکمی شور وکمی دلشوره ها بامنمیان بغض چشمانم ندیدی التهابم رادلم را گرم خود کردی نفهمیدی در آن لبخندمیان آتش تب ها ندادی جرعه آبم رابیا در فصل طوفانزا ، شبی را همقدم باماکه وقت برگ ریزان ها ببینی انقلابم رانرو که...
ساحل جان - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 17:52
.ساحل جانمستى که به جز خنده و شادی نچشيدهکى درک کند از من جزگريه نديده؟ازيک دل خونخورده پرغم چه بفهمد؟قلبى که به کنجش نفسى غم نرسيدهتامست به حبس من ديوانه دهدحکمعمريست دلم در ره او جامه دريدهاز مدعيان راز غم عشق نپرسیداز تيغ به دستان ِ فقط دست بريدهماحق به توداديم وفقط ازتوسروديمحلاج صفت خود سر دار ...
بیزارم - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 17:52
. . شدچوبه ی دار پایه ی جاه شما بیزارم از این مرام خودخواه شما نفرین به شما که جوی خون جاری شد از باور و از مسلک گمراه شما #نسرین_حسینی
وز وزه منقار - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 17:52
وزوز ِ منقارای که زخمت بر دلم تیمار بود بعد تو دنیا برایم تار بود وعده ها ازعشق دادی هر زمانوعده هایت وزوزِ منقار بود دل کبوترگشت وبال ازغصه سوختآسمانش سقفِ آتش بار بود دل که از چشمان دلدارش فتاد تکیه گاهش سینه ی دیوار بود تا به بزم عاشقان مهمان شدمهر که دیدم زخمی از دلدار بودگرچه حق باما،ولی اینک چ...