خرید بک لینک

ای سروِ

ای سربلندِ افق

جرعه تباهی

ای قامتِ رها ز تبارِ خمیدگان

امسال نیز بهار

با دست‌های سبزِ جنون

بر شانه‌های خاک

افسون نشانده است.

هر شکوفه را

پیغامِ رستگاری مپندار .

این چشمه،

مرگ را

به هیئتِ آب

در جامِ تشنگان می‌ریزد.

منوش.

که جرعه جرعه

ریشه‌ را

در سکوت

می‌بُرد.

بانو ؛

تو را چه حاجتِ این جشن‌های رنگ؟

وقتی هنوز

خاک،

از خونِ خدایان

گرم است.

سجده بر زمین نگذار ،

وخوشه‌ از تاکِ فریب نچین

که هر دو

دو نامِ یک سقوط‌اند.

چنان که سرو

در اوجِ خویش

تنهاست؛

و غرور سرو

زیبایی را

به بهایِ عطش

حفظ کرده است.

تشنه بمان؛

اما ،

لب بر دهانِ این چشمه مسای.

که

دهانت

از عطش سپید بماند؛

به از

جرعهٔ تباهی .

#نسرین_حسینی

برچسب: نویسنده: حسین امینی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 17:00

صفحه بندی